توسعه سیاسی همراه با توسعه اقتصادی و فرهنگی به گونه ای که زمانی که یک حکومت میخواهد ایدئولوژی سیاسی خویش را به دیگر کشور ها بسط دهد میبایست یک اقتصاد قوی و نیرومند و یک فرهنگ مسلط داشته باشد.
جمهوری اسلامی با ایدئولوژی شیعی ولایت فقیه در چهار دهه ی اخیر سعی بسیاری در انتقال و صدور این ایدئولوژی داشته است ولی مشکلات و ضعف های بنیادین اقتصادی و فرهنگی هیچ وقت اجازه تسلط ایدئولوژی را نمیدهد.ضعف های بسیاری را میتوان شمرد ولی فقط ما به چند نکته آن اشاره میکنیم.
اول اقتصادی : اقتصاد ایران رانتی است که بخش عمده درآمد دولت از نفت تامین میشود.وجود سیستم بروکراسی اداری فاسد و نبود نظارت کافی بر روی آن، باعث نابودی و حیف و میل شدن درآمد های ارزی کشور شده است.و این سیستم ناکارآمد باعث افزایش هزینه ها و کاهش شدید بهره وری شده است. طبق آمار گمرک ظرفیت و پتانسیل اقتصاد ایران در حال حاضر 250 میلیارد دلار است که در بهترین حالت به 600 میلیارد دلار میرسد که این تراز تجاری برای قدرت مسلط منطقه بسیار پایین میباشد.
دوم اجتماعی:کشور ایران با وجود جمعیت کم و وسعت سرزمینی بسیار، به خاطر مشکلات ساختاری درنظام سیاسی و اقتصادی خویش دچار یک بیکاری و رکود عمیق است.
بیش از 11 میلیون جوان در سن ازدواج و بیش از یک میلیون دختر مجرد که سن ازدواج آنان سپری شده است. در کشور وجود دارد که هم میتواند یک پتانسیل عظیم ملی باشد و هم یک تهدید و بحران.
با وجود ثبات سیاسی در داخل کشور، حکومت دارای تنش های بیهوده بسیاری چه در داخل و چه خارج از کشور با کشورهای منطقه و ابر قدرت های جهانی میباشد که این خود باعث عدم سرمایه گزاری خارجی کافی در زیر ساخت های اقتصادی ایران شده است.
سوم:به خاطر سیاست های جمعتی اشتباه نظام سیاسی در دهه ی قبل نرخ باروری به 1/8 درصد رسیده است که آن یک تهدید بزرگ بابت پیری جمعیت در چند دهه ی آینده است که این بحران جمعیتی اصلا برای یک کشور قدرتمند منطقه ای جالب نیست.
و نکته چهارم عدم ثبات و امنیت همسایگان است که یکی از دلایلی است که امنیت داخلی کشور را تهدید میکند.
حال سوال اینجاست که چه باید کرد؟
مهمترین کار اصلاحات اقتصادی است.دولت میبایست یک اصلاحات عظیم پولی و مالی را انجام دهد و جلوی دخالت سازمان های شبه دولتی و نظامی را در اقتصاد بگیرد.سازماندهی و به روز رسانی قوانین مبارزه با پولشویی،نظام جامع و کامل مالیاتی،مبارزه با قاچاق ،استفاده از سیستم به روز جامع مدیریتی و دولت الکترونیک.
دوم اصلاحات نظام بانکی است.در کشوری که ادعای رعایت قوانین اسلامی و شرعی دارد بهره 22 درصدی بانکی اصلا قابل توجیح نمیباشد.نظام بانکی در ایران فوق العاده مبهم است و در آن هیچ گونه شفافیتی دیده نمیشود. وجود بانک های شبه دولتی و وابسته به نهاد های نظامی و حاکمیتی و صندوق های مالی وابسته ،مبارزه با پول شویی سازمان یافته مهمترین اقدام دولت جهت مبارزه با فساد اقتصادی و شفافیت مالی است.
سومین بعد،بعد سیاسی است.موقعیت ژئوپولوتیک و ژئواستراتژیک ایران این کشور را در حالت عادی در داخل یک بحران منطقه ای قرار میدهد حال اشتباهات سران سیاسی نیز باعث تعمیق این بحران و پرداخت هزینه های گزافی مادی و معنوی برای آن شده است.
چهارم بحران فرهنگی میباشد.کشور ایران قدیمی ترین و غنی ترین تاریخ جهانی را دارد ولی متاسفانه در دوران هایی از تاریخ سراق داریم که یک فرهنگ متعارض هنگامی که هجوم می آورد به درستی آن فرهنگ هجوم فرهنگی مدیریب نمیشود.و مدت بسیاری جهت مدیریت آن صرف میشود.
و در آخر
نمیتوان توسعه و قدرت را در بعد سیاسی و نظامی ان فقط جستجو کرد بلکه میبایست برای تبدیل شدن به قدرت برتر منطقه ای یک اقتصاد قوی و منسجم داشت که با توجه به اقتصاد امروز ایران اگر اصلاحات اساسی که ذکر شد انجام نپذیرد امیدی نیز برای کسب قدرت و جایگاه حداکثری برای کشور انتظار نمیرود.